X
تبلیغات
رایتل
سخن های زیبا
سخن های زیبا
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
چهارشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1384
کارهای امام حسین(ع)

 

دوم محرم ورود امام حسین به سرزمین کربلا (سال 61 قمری)

 

هُرم سوزان کویر، بر خستگی کاروانیان نیشتر می زند و بدن های خسته آن ها را می آزارد. خورشید غروب دوم محرم، آرام خود را در تنگنای افق جای می دهد. کاروان بر سینه تفتیده بیابان توقف می کند. صدایی می پرسد: این جا کجاست؟ پاسخ می آید: این جا کربلاست! آری، حسین (ع) به کربلا می رسد و دل کویر را در تب و تاب می اندازد. آسمان نیز، چهره در هم کشیده است. زمین بغض خود را فرو می خورد. فرات بی صدا اشک می ریزد و خارها خود را به دست نسیم گرم سرنوشت داده اند.

امام حسین در روز ترویه یعنى هشتم ذى ‏حجه سال 60 قمرى از مکه معظمه به سوى عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشکریان عبیدالله بن زیاد به فرماندهى حر بن یزید ریاحى با آن حضرت مواجه شده و مانع حرکت آن حضرت به سوى کوفه شدند. گرچه حر بن یزید، مأموریت داشت با امام حسین برخورد شدید نماید، ولیکن رفتار وى با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همین جهت‏ حر و لشکریانش در نماز جماعت امام حسین(ع) شرکت مى ‏کردند و به خطبه ‏هاى دلنشین وى گوش جان مى‏ سپردند و این دو سپاه، چند روز بدون هیچ‏گونه مشکلى در کنار هم بودند.

اما عبیدالله بن زیاد که عطش فراوان براى جنگ با اباعبدالله الحسین داشت، نامه ‏اى به حر بن یزید نوشت و وى را مأمور سخت‏گیرى بر امام حسین (ع) نمود. حر بن یزید نیز طبق فرمان، راه را بر امام حسین و یارانش مسدود نمود و آنان را به سوى منطقه خشک و بى حاصل به نام کربلا هدایت کرد و در آنجا آنان را در محاصره خویش قرار داد.

روز پنج شنبه دوم ماه محرم  سال 61 هجرى امام حسین علیه السلام در یکى از نواحى نینوا به نام کربلا فرود آمد. قافله امام حسین چون به سرزمین کربلا رسیدند، آن حضرت پرسید:

این زمین چه نام دارد؟ عرض کردند: کربلا.

آن حضرت تا نام کربلا را شنید، فرمود: اللهم انی اعوذ بک من الکرب و البلاء.

فرمود: این، موضع کرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آیید که اینجا منزل و محل خیمه‏ هاى ما است و این زمین، جاى ریختن خون ما است و در این مکان قبرهاى ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به این امور خبر داد.

 

روز بعد عمر بن سعد بن ابى وقاص زهرى با چهار هزار نفر از کوفه رسید و در مقابل امام جاى گرفت. عمر بن سعد از قریش و از طایفه بنى زهره بن کلاب و خویش نزدیک حضرت آمنه مادر بزرگوار رسول خدا (ص) بود. پدرش سعد بن ابى وقاص از پنج نفرى است که در آغاز بعثت رسول خدا صلى الله علیه و آله بوسیله آشنایى با ابى ابکر به دین اسلام در آمدند و نام او در تاریخ اسلام و فتوحات اسلامى پر آوازه است.
عمر بن سعد کسى نزد امام علیه السلام فرستاد که چرا به عراق آمده اید؟ امام در جواب فرمود: عراقیان خود مرا با نوشتن نامه خوانده اند اکنون اگر از آمدن من کراهت دارید به همان حجاز باز مى گردم. ابن سعد نامه اى به ابن زیاد نوشت و آنچه را امام فرموده بود گزارش داد. ابن زیاد گفت: اکنون که چنگال هاى ما به سوى او بند شده است، امید نجات و بازگشتن به حجاز دارد؟ دیگر گذشت و راهى براى وى باقى نمانده است.
آنگاه به ابن سعد نوشت نامه ات راخواندم آنچه نوشته بودى فهمیدم از حسین بن على علیه السلام بخواه که خود و همه همراهانش با یزید بیعت کنند و آنگاه که بیعت به انجام رسید، ما هرچه خواستیم نظر خواهیم داد. سپس نامه دیگرى از ابن زیاد رسید که آب را به روى حسین و یاران وى ببند تا قطره اى از آن را ننوشند، و عمر بى درنگ عمرو بن حجاج را به فرماندهى چهار هزار سوار فرستاد که میان اباعبدالله و آب فرات حایل شدند و راه آب را بر امام و اصحابش بستند و این پیش آمد و سه روز پیش از شهادت امام روى داد.

امام علیه السلام از ابن سعد خواست که با وى ملاقات کند و شبانه در میان دو سپاه ملاقات کردند و مدتى با هم سخن گفتند. چون عمر بن سعد به اردوگاه خود بازگشت و نامه به ابن زیاد نوشت که خدا آتش جنگ را خاموش کرد و با هم توافق کردیم و امر امت به خیر و صلاح برگزار شد، اکنون حسین بن على آماده است که به حجاز برود و به یکى از مرزهاى اسلامى روانه شود و آنگاه جمله اى را به عنوان دروغ مصلحت آمیز براى رام کردن ابن زیاد نوشت. با رسیدن این نامه ابن زیاد نرم شد و تحت تاثیر پیشنهادهاى ابن سعد قرار گرفت. اما شمر بن ذى الجوشن (لعنت الله علیه) که حاضر بود گفت: اشتباه مى کنى، این فرصت را غنیمت شمار و دست از حسین بن على که اکنون بر وى دست یافته اى بر مدار که دیگر چنین فرصتى به دست نخواهى آورد. ابن زیاد گفت: راست مى گویى، پس خودت رهسپار کربلا باش و این نامه را به ابن سعد برسان که حسین و یارانش بدون شرط و تسلیم شوند. آنگاه ایشان را به کوفه فرستاده و گرنه با ایشان بجنگد و اگر هم ابن سعد زیر بار نرفت و حاضر نشد با حسین بن على بجنگد، تو خود فرمانده سپاه باش و گردن او را بزن و سرش را براى من بفرست.
آنگاه به ابن سعد نوشت: من تو را نفرستادم که با حسین بن على مدارا کنى و نزد من از وى شفاعت کنى، و راه سلامت و زندگى او را هموار سازى. اکنون ببین اگر خود و یارانش تسلیم شدند آنها را نزد من بفرست، و اگر امتناع کردند بر آنها حمله کن تا آنان را بکشى و بدن ها را مثله کنى، اما عهد کرده ام که او را بکشم و لگد کوب اسب ها کنم. اکنون اگر به آنچه دستور دادم عمل کردی، تو را پاداش مى دهم و اگر به این کارها تن ندادى از کار ما و سپاه ما برکنار باش و لشکریان را به شمر بن ذى الجوشن واگذار که به ما وى دستور داده ایم.

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد (ص) و آل محمد.

 

amrebemaroof

از سال 71 تاکنون هر ساله هفته اول محرم الحرام به نام هفته احیای امر به معروف و نهی از منکر بمنظور یادآوری اصلی‌ترین هدف جهاد والا و الهی امام حسین (ع) یعنی احیای امر به معروف و نهی از منکر نامگذاری شده است.

امر به معروف و نهی از منکر نشانه وجدان بیدار، سوز و تعهّد، عشق به مکتب، حضور در صحنه و عشق به مردم است.

 

« اَلَّذینَ ِانْ مَکَّنّاهُمْ فِی اْلاَرْضِ اَقامُوا الصًَلوﺓَ وَ اتَوُ الزَّکوﺓَ وَ اَمَرُوا بِاْلمَعْرُوفِ وَ نَهَواْ عَنِ اْلمُنْکَر... »

همانان‌ که‌ اگر آنان‌ را در روی‌ زمین‌ تسلط‌ و توان‌ دهیم، نماز را برپا می‌دارند و زکات‌ می‌پردازند و امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر می‌کنند... (سوره مبارکه حج: آیه 41).

 

بدون تردید هر نهضت در جهت حفظ مسیر حرکت خود به سوی اهداف از پیش تعیین شده نیازمند طراحی و تدوین فرآیند آسیب شناسی و اصلاح طلبی مستمر با شیوه‌های روشمند و درونی برای کاهش آستانه آسیب‌پذیری می‌باشد. در همین چارچوب دو اصل گرانقدر و مترقی امر به معروف و نهی از منکر مهم‌ترین راهبرد آسیب شناسی و فرآیند اصلاح طلبی اسلام در جهت صیانت از نظام اسلامی می‌باشد.

امر به معروف و نهی از منکر با استناد به آیات قرآنی و گفتار معصومین (ع) خصوصا رهنمودهای سرور آزاد اندیشان جهان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در بیان استراتژی نهضت کربلا، برترین و کارآمدترین روش اصلاح نظام‌های اجتماعی برخوردار از ریشه و منشاء دینی و نگاه توحیدی می‌باشد.

یکی از آرمانهای انبیاء الهی ایجاد و تحقق جامعه نمونه بوده که قرآن مجید درباره آن و  شیوه های رسیدن به چنین جامعه ای در آیات خود اشاراتی داشته است (از قبیل آیات 143 سوره بقره و 25 سوره حدید) که یکی از راههای رسیدن به "جامعه نمونه" را موضوع "امر به معروف و نهی از منکر"، یا به عبارتی "نظارت همگانی و مردمی" دانسته و در آیه 17 سوره لقمان و آیه 71 سوره توبه نیز علاوه بر تشویق مردم، عمل به آن را یکی از نشانه های مومنین توصیف کرده اند.
سرگذشت انسانهایی که به رغم دوری از گناه و تنها به علت بی توجهی به اصل "امر به معروف و نهی از منکر" در طول تاریخ مورد عذاب حضرت باریتعالی قرار گرفته اند، ارزش و اهمیت نظارت همگانی در جامعه را دو چندان میکند چرا که برمبنای احادیث و روایات فراوان از بزرگان عرصه دین و دانش، آبادانی سرزمین ها، اقامه فرایض و ایجاد امنیت اجتماعی منوط به انجام این فریضه اعلام شده است.
دعوت به خیر و اعمال پسندیده و بازداشتن از اعمال ناپسند و نادرست از جمله تعاملات گوناگون میان اجزای زندگی جمعی بشر می‌باشد که ناظر بر بقای فرد و جامعه است و آن گونه که در حدیث نبوی (ص) بالاترین جایگاه این فرضیه را مشخص می کند و می فرماید: کسی که امر به معروف و نهی از منکر می کند جانشین خدا و من در روی زمین است، ضامن حفظ و بقای جامعه و عدم غرق و هلاک است.

تأکیدات فراوان دین مبین اسلام بر امر به معرف و نهی از منکر که طی آن تحت عنوان یکی از ”فرایض“ طرح و بر ترک آن تبعات بسیاری مترتب گشته، حکایت از اهمیت و جایگاه والای آن در اندیشه نظام اسلامی می نماید. امروز و از دیدگاه صرف بشری نیز جوهره امر به معروف و نهی از منکر بویژه در شکل ”مردم نسبت به حکومت“ مورد پذیرش اجماعی است چه آنکه در بطن آن اشاعه فضائل و نیکی های مورد اقبال جامعه و دعوت به ترک زشتی های مورد نفرت اجتماع نهفته است و حاکمیت امور پسندیده و طرد و محو امور ناپسند خواست غائی آدمی است.
تحقق واقعی اصل امر به معروف و نهی از منکر مستلزم آن است که شرائط، حدود و کیفیت آن متناسب با زندگی نوین بشری و با بهره گیری از دستاوردهای مفهومی و روشی جامعه انسانی همراه باشد تا ضمن حفظ این اصل از آن بهره ای مطلوب اخذ شود. بدیهی است که عدم توجه به این مسأله می تواند دوری و حذف این اندیشه والا را در جامعه اسلامی در پی داشته باشد.
از سوی دیگر یک فرد به تنهایی قادر نیست که این وظیفه خطیر را انجام دهد، پس باید در سطح مدیریت و حاکمیت اسلامی هم یک دستگاه آمر به معروف و ناهی از منکر با بودجه و تشکیلات و امکانات تشکیل و جزیی از حاکمیت محسوب شود و در این راستا باید از تکنولوژیهای جدید و به روز برای پیشگری از فساد و تبلیغ معروف استفاده شود.

بر همین اساس در اصل هشتم قانون اساسی نظام جمهوری ایران آمده است:
"در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت."

فرمایشات مقام معظم رهبری در طلیعه سال جدید مبنی بر پاسخگویی صاحب منصبان و مسؤولان دستگاه‌ های گوناگون، اندیشه نوینی است که ما را به دوباره نگری در عرصه تئوری و اجرا به مقوله امر به معروف و نهی از منکر فرا می‌خواند تا ضمن شکستن قالب‌های کهنه به تعریف تازه‌ای برای بیان راهبرد مترقی امر به معروف و نهی از منکر دست یابیم که بخشی از تعاریف زیر می‌تواند ما را در دستیابی به این نگرش نوین یاری دهد:
1ـ امر به معروف و نهی از منکر را نباید تنها راهکار مقابله با حکومت‌های فاسد دانست، بلکه سیستم و فرآیند نقد فراگیری است که حاکمیت دینی را از غلطیدن در جاده انحراف و خطا نگه می‌دارد.
2ـ امر به معروف و نهی از منکر عامل بازدارندگی فعال و روزآمد در راستای کاهش میل حاکمیت به بی تفاوتی و بی مسؤولیتی نسبت به پرسشگران و کنشگران عرصه سیاست و اجتماع می‌باشد.
3ـ امر به معروف و نهی از منکر عامل تنظیم کننده و گرانیگاه حرکت اصلاح‌طلبانه درون حاکمیت دینی و تبدیل کننده شتاب اصلاحات از پیمایش پاندولی و نامنظم به شتابی بالانسی و برخوردار از تعادل و پایداری.
4ـ فرآیند مطمئن توزیع قدرت از رهگذر مشارکت توده‌ها در روند اصلاح و تعدیل نظام حاکم جهت کاهش آستانه فزون‌ خواهی حاکمان و دستگاه‌های مجری نسبت به حقوق شهروندان.
 


عناوین آخرین یادداشت ها
خــوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 34694